ما دو تنها

یادش بخیر

اواخر شهریوری بود که اولین بار ما دو تا(صدرا و ساقی)همدیگه رو دیدیم...

اون موقع فقط قرار بود با هم دوست باشیم

اونم فقط در حد ایمیل شاید هم هر از چند ماهی یه دیدار کوچیک

اما یواش یواش دیدارهامون بیششتر شد تا جایی که تقریبا هر روز اگه همدیگه رو نمیدیدیم انگار یه چیزی گم کرده بودیم

توی این دیدارهای هر روزه آروم آروم عاشق هم شدیم...

با اینکه میدونستیم هیچ وقت به هم نمیتونیم برسیم اما دل این چیزا سرش نمیشه که!!!

بعد از ۴ سال هنوز عاشقانه همدیگه رو دوست داریم اما عشقمون جاودانی شده.

میدونید یعنی چی؟؟

یعنی به هم نرسیدیم و عشقمون همونطور آسمونی مونده..

سخته کسی رو دوستش داشته باشی اما مجبور باشی برای دیدنش به همه عالم و آدم دروغ بگی که نکنه کسی بفهمه شما دو تا با هم هنوز رابطه دارین!

مگه نه؟؟؟

/ 2 نظر / 10 بازدید
محمد

سلام دوست من همین سختی هاست که عشق رو عشق می کنه. [چشمک]

میشه بگین شماهمدیگه رو کجا پیداکردین؟ من حساس شدم .فک کنم میشناسمتون