دوتایی

یادگاری دوران دوستی

 
نویسنده : - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢۳
 

روزهای خوبی که دیگه تکرار نمی شن،این همه مدت گذشته و من و صدرا هنوز بهشون فکر می کنیم.

روزگار بازیمون داد،ما هم مثل عروسک تو دستای بازیگردون زمونه چرخیدیم و چرخیدیم.

گاهی نوشتن از اون روزایی که گذشته خیلی عجیبه،اما باید بدونید که اون روزا با همه سختی هایی که داشت قشنگ بودن،خیلی قشنگ.سخت بود ولی من دوستشون داشتم با همه عذابی که کشیدم...

گاهی به خودم می گم چرا اینجوری شد؟!چرا نشد که ما با هم باشیم و در کنار هم بمونیم؟!دلیل این همه سختی و عذاب چی بود؟!آیا همه اونایی که عاشق می شن اینقدر بلا سرشون میاد؟!

فقط ١ چیزی و خوب می دونم،می دونم که این عشق مارو بزرگ کرد!خیلی بزرگ شدیم تو مسیر عاشقی.خیلی چیزا یاد گرفتیم.خیلی ها رو شناختیم و مهمتر از همه همدیگه رو شناختیم.

من این عشق رو دوست داشتم و دارم تا همیشه...